این بار وقتی به ایستگاه متروی صادقیه تهران رسیدم موقع خروج از ایستگاه نوشته ای توجه مرا به خود جلب کرد. روی ویترین مغازه ای در داخل محوطه مترو، بزرگ نوشته شده بود "تحقیق دانشجویی"
در این رابطه دانشجویان عزیز علاقه مند می توانند با دادن پول تحقیق مورد علاقه خود را دریافت کنند.
یکشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۳
تحقیق دانشجویی در تهران
دوشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۳
فیزیک جو در شعر پارسی
ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی گوی، نام آور به عنصری بلخی در سال ٣۵٠ ھجری قمری در بلخ زاده شد. این شاعر هم دوره با سلطان محمود غزنوی بود. وی به عنصری بلخی توجه بسیار نشان داد و به او عنوان ملک الشعرا داد. عنصری در سال ۴٣١ ھجری قمری درگذشت.
بيابان از آن آب دریا شود که ابر از بخارش به بالا شود
سهشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۳
نافرهنگ متلک پرانی در فرهنگ ما
این نوشته تنها بیان کننده ی دیدگاه نویسنده است!
تا بحال کسی بهتون متلک گفته؟ خودتون چی، به کسی گفتین؟
داشتم به پدیده "متلک پرانی" در بین ما فکر می کردم. شاید بشود واژه "tease" را برایش آورد. "متلک پرانی" در اصطلاح به عملی گفته می شود که در آن شخص "الف" با استفاده از کلمات خاص و جملات خاصتر سعی در نیش زدن طرف مقابل (شخص "ب") را دارد تا از این راه منظور خود را که به طور مستقیم قادر به گفتن آن نیست بصورت غیر مستقیم به فرد مخاطب برساند. احتمالا بعد از انجام این عمل نه تنها از نظر درونی احساس شادی کرده و بلکه سعی کرده برتری نسبی خود را در حاضر جواب بودن نشان دهد. براستی چرا چنین کنشهایی از ما سر می زند؟ این کنشها گهگاه می تواند اثرات تخریبی قابل توجهی در فرد مخاطب داشته باشد، و اگر شکل معنادار به خود بگیرد (یعنی اینکه به صورت سیستماتیک تکرار شود) چه بسا می تواند مدتها ذهنش را بصورت جدی مشغول کند. در اکثر مواقع طرفهای درگیر در این مسئله دائما جری تر می شوند تا جواب همدیگر را با نیش و کنایه ی بیشتر بدهند (چیزی که من بسیار دیدم). چون ظرفیت طرفین درگیر با هم یکی نیست در نهایت با دلخوری و احساس سرخوردگی یکی از طرفین، این کنش و واکنش (کل انداختن) خاتمه می یابد. کمی به فرآیند زیر دقت کنید:
- شخض "الف" با گفتن تیکه ای یا متلکی شخص "ب" را دست انداخته و ذهنش را فعال می کند.
- شخض "ب" همان لحظه یا در اولین فرصت ممکن (البته پس از کشمکش بسیار) سعی در جواب دادن به شخص "الف" می کند.
- شخص "الف" بعد از دریافت جواب شخص "ب" جری تر شده، اطمینان بیشتری از درستی کار خود پیدا کرده و سعی در تکرار آن ولی هوشمندانه تر از قبل می کند.
و این فرآیند مریض تا مدتی تکرار می شود، تا جایی که دلخوری و رنجش خاطر و یا عدم توانایی یکی از طرفین در نشان دادن واکنش مطلوب مانع از ادامه آن شود. در دور اول این فرآیند ذهن شخص "ب" توسط شخص "الف" فعال می شود (یا حتی آشوبی)، ولی شخص "ب" همچنان خودش را کنترل کرده و سعی در پیدا کرن جوابی مناسب و رواله کردن آن به شخص "الف" به شکلی خصمانه تر دارد. اینجا دقیقا نقطه شروع فرآیند "کل انداختن" است. شخص "ب" هیج جور حاضر نیست که ناراحتی خود را به گونه ای بهتر و حرفه ای تر به شخص "الف" نشان کند تا دست کم این فرآیند مریض در همان دور اول خاتمه یابد. هرچند شخص "الف" نیز به خوبی از ناراحتی شخص "ب" آگاه بوده و همین مسئله است که به او احساس شادی می دهد.
نتیجه: یکی از طرفین (نه لزوما شخص "الف") دلشاد و دیگری دلگیر از خسرانی که در طی این فرآیند بدو رفته است (ممکن است آنرا در چهره نشان ندهد). کنشها و واکنشهای این فرآیند در حقیقت نوعی بازخورد افزایشی (positive feedback) به هم دادن است. سیستمهای که دارای بازخورد افزایشی (مثبت) هستند سرنوشتی جز از کار افتادن و یا سوختن نخواهند داشت. شخص بازنده یا این موضوع و کل فرآیند مربوط به آن را فراموش می کند و یا اینکه مدتی آنرا بصورت نیمه فعال در دل خود نگه داشته تا در فرصتی مطلوب با امادگی بیشتر وارد عمل شود.
سئوالی که در این بین مطرح می شود این که چه عواملی باعث می شود تا شخص "الف" شروع کننده ی این فرآیند باشد و بعد شخص "ب" آنرا ادامه دهد. این عوامل هر چه باشد (فردی، اجتماعی، و فرهنگی) حتما ریشه در فرهنگ گذشته/جاری ما دارد. به نظر من چیزی که به طور مشترک در بین افراد درگیر (شخص "الف" و بعد شخص "ب") می توان یافت اینهاست:
نتیجه: یکی از طرفین (نه لزوما شخص "الف") دلشاد و دیگری دلگیر از خسرانی که در طی این فرآیند بدو رفته است (ممکن است آنرا در چهره نشان ندهد). کنشها و واکنشهای این فرآیند در حقیقت نوعی بازخورد افزایشی (positive feedback) به هم دادن است. سیستمهای که دارای بازخورد افزایشی (مثبت) هستند سرنوشتی جز از کار افتادن و یا سوختن نخواهند داشت. شخص بازنده یا این موضوع و کل فرآیند مربوط به آن را فراموش می کند و یا اینکه مدتی آنرا بصورت نیمه فعال در دل خود نگه داشته تا در فرصتی مطلوب با امادگی بیشتر وارد عمل شود.
سئوالی که در این بین مطرح می شود این که چه عواملی باعث می شود تا شخص "الف" شروع کننده ی این فرآیند باشد و بعد شخص "ب" آنرا ادامه دهد. این عوامل هر چه باشد (فردی، اجتماعی، و فرهنگی) حتما ریشه در فرهنگ گذشته/جاری ما دارد. به نظر من چیزی که به طور مشترک در بین افراد درگیر (شخص "الف" و بعد شخص "ب") می توان یافت اینهاست:
- نیاز به شوخی کردن در بین ما ایرانیها و در عین حال ندانستن حد شوخی،
- عدم توانایی در بیان مسئله ای به شکل مستقیم،
- برداشت بیش از حد ناصحیح از کنش ها و واکنش های اطرافیان،
- علاقه درونی به نشان دادن خود به عنوان فردی باهوش، (معمولا در شخص "الف") تا از این طریق برتری خود را ثابت کند،
- احساس کمبود شخصیت یا عدم اعتماد به نفس کافی در طرفین، اینکه هیچگاه در حاضرجواب بودن کم نمی آورد (اغلب در شخص "ب")،
- انرژی اضافی مصرف نشده در شخص "الف" (به اصطلاح شارژ بودن، کوک بودن) که در یک لحظه بصورت گذرا در او پدیدار می شود (گهکاهی هم از سر بدذاتی).
اما راه حل چیست؟
خب چرا ما نیز یک چنین رویه ای را در پیش نگیریم؟ اینکه اگر رفتاری و یا سخنی طعنه آمیز از سوی یکی از دوستان مان سر زد که باعث رنجش خاطر ما شد بهتر است از همان ابتدا خیلی مودبانه ناراحتی خود را به او نشان دهیم، در خود نریزیم و سعی نکنیم که "تلافی کنیم" و یا اینکه جوابش را مثل خودش یا حتی بدتر بدهیم. این شایسته نیست! چگونگی انجام این کار خودش یکجور مهارت است که نیاز به تمرین دارد. پیدا کردن چنین مهارتی پس از مدتی تصویر بهتر و دقیقتری از ما به اطرافیانمان خواهد داد. چرا که نه تنها از بوجود آمدن واکنشهای زنجیره ای "کل انداختن" جلوگیری خواهد کرد بلکه شخص "الف" را متوجه نادرستی کار خود خواهد کرد. در این بین بالا بردن ظرفیت فردی یعنی اینکه از هر چیزی برداشت بدی نکردن کمک خوبی به درگیر نشدن در یک چنین فرآیند ها خواهد کرد.
فرهاد ویشکائی
25 مارس 2014
انسخده، هلند
پ. ن.: هم ارز فارسی positive feedback "بازخورد مثبت" است. در نوشته ی بالا برای بیان بهتر منظور، از هم ارز "بازخورد افزایشی" استفاده شد.
شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۲
8 مارس 18 اسفند روز زن گرامی باد
تاریخچه مختصر روز جهانی زن
برگرفته از: http://www.farsi.se/gy_boken/1_3_kvinnodagen.htm
در يک چنين روزی يعنی روز ۸ مارس ۱۸۷۵ زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود شرایط كارشان و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد شان ، دست به تظاهرات زدند. این حركت به درگیری قهر آمیز با پلیس آمريکا انجامید و پلیس بطور وحشیانه به تطاهرات حمله کرد و آنرا سركوب نمود. عده ای از زنان تظاهر كننده زخمی و دستگیر شدند. اين مسئله باعث شد که زنان کارگر ديگر هم کم کم به حقوق انسانی خود آگاهی پيدا کنند . و سعی کنند که راه آنها را ادامه بدهند . حركت اعتراضی هر سال به حالت آشكار و یا مخفی در کارخانه های مختلف ادامه پیدا کرد. روز ۸ مارس ۱۹۰۷ مجددا زنان نساج آمریكا با خواست ۱۰ ساعت كار روزانه دست به تظاهرات می زنند كه این بار هم تظاهرات آنها با سركوب پلیس روبرو می گردد و به دستگیری بسیاری از زنان منجر می شود. در این تظاهرات عده ی زیادی از مردان كارگر و زنان طبقات دیگر جامعه نیز شركت می كنند. در سال ۱۹۰۸ حزب سوسیالیست آمریكا به تشكیل كمیته ملی زنان برای كمپین حق رأی زنان در انتخابات اقدام می كند و در مارس همان سال كارگران زن بافنده سوزنی با خواست ممنوع كردن كار برای كودكان و كسب حق رأی زنان درنیویورك تظاهرات می كنند. رویدادهای ۸ مارس همان سال سبب گردید كه در سال بعد یعنی سال ۱۹۰۹ این روز بعنوان نخستین روز ملی زنان در آمریكا تثبیت شود.
این روز كم كم به روز مخالفت زنان كارگر با دولت و كارفرمایان سرمایه دار ، برای بهبود شرایط كار و کسب حقوق اجتماعی برای كل زنان در سراسر دنیای صنعتی ، تبدیل می گردد.
در کنگره ی بین المللی سوسیالیستها كه در سال ۱۹۱۰ در كپنهاگ دانمارك برگزار گردید ،
" كلارا زتكین " زن سوسیالیست از حزب سوسیال دموكرات آلمان ۸ مارس را بعنوان روز جهانی مبارزه زنان پیشنهاد می كند. کنگره این پیشنهاد را تصویب میكند. یك میلیون زن سوسیالیست و كارگر و دیگر اقشار اجتماعی همراه مردان خواهان حقوق سیاسی ـ اجتماعی برابر برای همه زنان و مردان شدند . آنها در ۸ مارس سا ل ۱۹۱۱ در كشورهای آلمان ، دانمارك ، سویس و استرا لیا تظاهراتی بر پا می کنند . و با جشن و سخنرانی ، خواهان حق رأی ، حق كار و آموزش حرفه ای برای زنان شدند. در همین سال در روسیه و چین هم تظاهراتی به مناسبت ۸ مارس بر گزار شد در مدتی كمتر از یك هفته از ۸ مارس در آتش سوزی " تریانكل" در شهر نیویورك به خاطر نبود دستگاههای امنیتی و بدی شرایط كار، ۱۴۹ زن كارگر جان باختند. همين موضوع باعث شد که تظاهرات ۸ مارس سال بعد به طور وسیعی در سراسر دنیای متمدن برگزار شود و بدی شرايط کار، مورد اعتراض قرار گيرد و محكوم گردد.
با شروع جنگ جهانی اول ، ميليونها مرد به جبهه ها گسيل شدند . زنان سوسیالیست در این سالها تظاهرات ۸ مارس را بر علیه جنگ و كشتار و خرابی ناشی از آ ن برگزار کردند.
در ۸ مارس ۱۹۱۷ در روسیه زنان علیه افزایش قیمت ها، تعطیلی كارخانجات و اخراج كارگران دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات در رویداد انقلاب فوریه همان سال در روسیه تأثیر زیادی داشت.
در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۶۰ روز جهانی زن جلوه چندانی نداشت . چون زنان توانسته بودند به مقدار زيادی از خواستهای خود دست يابند. با رشد جنبش زنان در دهه ۶۰ این روز هم بار دیگر اهمیت یافت. سال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل متحد ، سال بین المللی زنان اعلام شد و دو سال بعدتر یعنی سال ۱۹۷۷ یونسكو ۸ مارس را به عنوان روز جهانی زن، به رسمیت شناخت. از آن روز به بعد ، در چنين روزی مردان به زنان گل يا هديه تقديم می کنند و بدينوسيله از مبارزات انسانی زنان قدردانی می کنند.
انسخده، هلند 2014
این روز كم كم به روز مخالفت زنان كارگر با دولت و كارفرمایان سرمایه دار ، برای بهبود شرایط كار و کسب حقوق اجتماعی برای كل زنان در سراسر دنیای صنعتی ، تبدیل می گردد.
در کنگره ی بین المللی سوسیالیستها كه در سال ۱۹۱۰ در كپنهاگ دانمارك برگزار گردید ،
" كلارا زتكین " زن سوسیالیست از حزب سوسیال دموكرات آلمان ۸ مارس را بعنوان روز جهانی مبارزه زنان پیشنهاد می كند. کنگره این پیشنهاد را تصویب میكند. یك میلیون زن سوسیالیست و كارگر و دیگر اقشار اجتماعی همراه مردان خواهان حقوق سیاسی ـ اجتماعی برابر برای همه زنان و مردان شدند . آنها در ۸ مارس سا ل ۱۹۱۱ در كشورهای آلمان ، دانمارك ، سویس و استرا لیا تظاهراتی بر پا می کنند . و با جشن و سخنرانی ، خواهان حق رأی ، حق كار و آموزش حرفه ای برای زنان شدند. در همین سال در روسیه و چین هم تظاهراتی به مناسبت ۸ مارس بر گزار شد در مدتی كمتر از یك هفته از ۸ مارس در آتش سوزی " تریانكل" در شهر نیویورك به خاطر نبود دستگاههای امنیتی و بدی شرایط كار، ۱۴۹ زن كارگر جان باختند. همين موضوع باعث شد که تظاهرات ۸ مارس سال بعد به طور وسیعی در سراسر دنیای متمدن برگزار شود و بدی شرايط کار، مورد اعتراض قرار گيرد و محكوم گردد.
با شروع جنگ جهانی اول ، ميليونها مرد به جبهه ها گسيل شدند . زنان سوسیالیست در این سالها تظاهرات ۸ مارس را بر علیه جنگ و كشتار و خرابی ناشی از آ ن برگزار کردند.
در ۸ مارس ۱۹۱۷ در روسیه زنان علیه افزایش قیمت ها، تعطیلی كارخانجات و اخراج كارگران دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات در رویداد انقلاب فوریه همان سال در روسیه تأثیر زیادی داشت.
در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۶۰ روز جهانی زن جلوه چندانی نداشت . چون زنان توانسته بودند به مقدار زيادی از خواستهای خود دست يابند. با رشد جنبش زنان در دهه ۶۰ این روز هم بار دیگر اهمیت یافت. سال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل متحد ، سال بین المللی زنان اعلام شد و دو سال بعدتر یعنی سال ۱۹۷۷ یونسكو ۸ مارس را به عنوان روز جهانی زن، به رسمیت شناخت. از آن روز به بعد ، در چنين روزی مردان به زنان گل يا هديه تقديم می کنند و بدينوسيله از مبارزات انسانی زنان قدردانی می کنند.
انسخده، هلند 2014
چهارشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۹۲
سهشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۲
آیا سزارین ظلم به نوزاد است...؟
منبع این خبر آفتاب نیوز است.
۱۳۹۲/۰۶/۱
آمار سزارین در ایران 25 درصد بالاتر از نرخ جهانی است
آفتاب: دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت اعلام کرد: زایمان امری است که معمولا با همکاری مادر و فرد کمک کننده زایمان به طور طبیعی انجامپذیر است ولی در موارد معدودی پزشک مجبور میشود زایمان را به طریق سزارین انجام دهد.
طبق گزارش WHO فقط 5 تا 15 درصد زایمانها منجر به سزارین میشود در حالی که براساس تحقیقات موجود، 4 / 40 درصد زایمانها در ایران به روش سزارین انجام میشود.
براساس این گزارش سزارینهای غیرضروری، علاوه بر خطرات آن به عنوان یک عمل جراحی بزرگ برای مادر و نوزاد، باعث تحمیل هزینههای فراوان به خانواده و جامعه میشود. عفونت، خونریزی، عوارض بیهوشی، احتمال نیاز به تزریق خون و عوارض روانی از خطرات اثبات شده سزارین برای مادر است و در مورد نوزاد میتوان به مشکلات تنفسی، تولد زودرس نوزاد اشاره کرد.
مادرانی که سزارین میشوند، نوزاد چندین ساعت از مادرش دور است و مادر در امر شیردهی و دادن آغوز به نوزادش با مشکل مواجه میشود.
قابل توجه است که مدت بستری شدن بعد از زایمان طبیعی بسیار کمتر از سزارین است و مادران میتوانند زودتر به زندگی عادی و جمع خانواده بازگردند در حالی که سزارین ارتباط بین مادر و نوزاد، شیردهی و حضور در جمع خانوادگی را به تاخیر میاندازد.
براساس گزارش دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت، فراهم کردن امکانات انجام زایمان طبیعی بیدرد با استفاده از روشهای جدید میتواند به عنوان جایگزین مناسب سزارین، موجب کاهش این شاخص و منطقی شدن آن در کشور شود.
دوشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۲
The Road to World War III
I always wondering: What is real purpose of the USA to attack to Syria. How we should prevent of this devil attack? What should we do?
The most effective action preventing this war needs to post, make movie and advertisement against the machine war of USA. No body believe that they look for peace, they are just looking for their own benefits, devil benefit, oil, money, war...
Just take a look to Iraq and Afghanistan. How many days per month do you hear about bombing, suicide-attackers and fights in these countries. Many many terrible and horrible news, sometime daily-ish news...! The unstable situation in the region put a big question mark to the warmonger countries to think more and show clear evident.
It seems that the next victim is Syria. What is happening in there we really don't know...
Please see the movie below:
the youtube link is: http://youtu.be/HP7L8bw5QF4
جمعه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۲
ماجرای اسنودن در آمریکا
درست 2سال پیش وقتی که با برام، رییس دانشکده مهندسی الکترونیک در مراسم خداحافظی یکی از دوستان ژاپنیم بودم ازش خواستم که عکسهایی رو که با دوربینش گرفته رو برای من بفرسته. بهم گفت که آیا یو اس بی دارم، گفتم نه ندارم ولی اگه بخواد می تونم آدرس ایمیل خودم رو بدم که بتونه از طریق گوگل درایو یا داپ باکس عکسها رو با من به اشتراک بذاره. ولی اون قبول نکرد. ازش دلیل این کار رو پرسیدم گفت که دوست نداره سازمان جاسوسی امریکا مدارک و فعالیتش رو مونیتور کنن. من اون شب حرفهاش رو جدی نگرفتم تا اینکه قضیه ی اسنودن و ماجرای جاسوسی اداره امنیت ملی امریکا دراومد. بعد از خوندن خبرها اولین کسی که تو ذهنم اومد همین برام بود.
.
.
.
پنجشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۲
تحقیقی در خور تامل درباره فیسبوک و اثرات آن
فیسبوک رضایت از زندگی را کم میکند
برگرفته از یی بی سی فارسی
به روز شده: 12:44 گرينويچ - پنج شنبه 15 اوت 2013 - 24 مرداد 1392
روزانه نزدیک به هفتصد میلیون نفر به فیسبوک سر میزنند. وقتی عکسهای دوستانتان را در فیسبوک میبینید که به نقاط خوش آب و هوای دنیا رفتهاند و در هتلهای لوکس اقامت کردهاند چه حسی به شما دست می دهد؟ وقتی لحظه به لحظه مطلع میشوید دوستتان که در تدارک عروسی خود است چه خریدی کرده یا کجا رفته چه احساسی به شما دست میدهد؟
پژوهشگران دانشگاه میشیگان میگویند تحقیقات آنها نشان میدهد صرف وقت در فیسبوک شادی و رضایت از زندگی را کم میکند و به اصطلاح 'حال آدم بدتر میشود'.
پژوهشگران دانشگاه میشیگان برای این تحقیق ۸۲ دانش آموز پیشدانشگاهی را مدت دو هفته زیر نظر گرفتند. محققان در این دو هفته روزی پنج بار به صورت آنلاین با این افراد تماس میگرفتند و از آنها سوالاتی میپرسیدند؛ از قبیل اینکه "در این لحظه حالتان چطور است یا چه احساسی دارید؟ یا از آخرین دفعهای که ما با شما تماس گرفتیم چند بار به فیسبوک سرزدهاید."
در پایان دو هفته معلوم شد هر چه این افراد بیشتر در فیسبوک وقت گذراندهاند رضایتشان از زندگی کمتر شده است.
به نظر پژوهشگران فرقی نمیکند تعداد دوستانتان در فیسبوک چند نفر باشند یا چقدر دوستان خوبی باشند؛ حتی فرقی نمیکند به چه دلیلی به فیسبوک سر زده اید، نتیجه یکشان است، فیسبوک حالتان را بهتر نمیکند.
احساس تنهایی مراجعه به فیسبوک را بیشتر میکند.
اِتِن کروس روانشناس اجتماعی که هدایت این تحقیق را بر عهده داشته میگوید : "ما توانستیم لحظه به لحظه در طول روز نشان دهیم، خلق افراد بر اساس وقتی که در فیسبوک میگذرانند، بالا و پایین میشود."
"ما بسیاری از جوانب شخصیتی و رفتاری را در نظر گرفتیم مثل دفعات استفاده از فیس بوک."
"اما هیچکدام از عواملی که بررسی کردیم تاثیری روی نتایج نداشتند. هر چه استفاده از فیسبوک بیشتر بود خلق افراد بدتر میشد."
"در ظاهر فیسبوک منبع پرارزشی برای برآورده کردن نیاز اساسی بشر به ارتباطات اجتماعی است."
"اما ما متوجه شدیم استفاده از فیس بوک بجای خوشی، ناخوشی می آورد."
جان جونایدز یکی از پژوهشگران این تحقیق معتقد است نتایج آن اهمیت بسیاری دارد "چون به ریشه تاثیر شبکههای اجتماعی بر زندگی افراد بر میگردد."
پژوهشگران هنوز نمیدانند دلیل این موضوع چیست. اتن کروس میگوید: "چیزی که نمیدانیم این است که کدام جنبه فیس بوک به این نتایج مربوط هستند."
با این حال نتایج تحقیقات در این مورد ضد و نقیض بوده است.
در گفتگوی رو در رو افراد خوشحالترند و ۵۰ درصد بیشتر میخندند تا وقتی که با وبکم یا شبکه های اجتماعی باهم گپ می زنند
کاتالینا توما پژهشگر علوم ارتباطات دانشگاه ویسکانسین اخیرا در تحقیق خود به این نتیجه رسید که فیسبوک کمک میکند عزت نفس کاربران بیشتر شود.
خانم توما می گوید : "راستش فیس بوک چنان فضای عظیمی است و در آن فعالیتهای بسیار متنوعی انجام میشود که صحبت از استفاده از فیسبوک، بیش از حد ساده کردن مسئله است. فیسبوک یک چیز نیست بلکه چیزهای بسیار بسیار زیادی است."
البته در تحقیقات دیگری هم که اخیرا انجام شده، به آثار منفی فیسبوک اشاره شده است. حدود چهار ماه پیش دانشمندان دانشگاه اکسفورد به این نتیجه رسیدند که زوجهایی که از فیسبوک برای ارتباط استفاده میکنند رابطه شان آسیب میبیند.
اخیرا نیز تحقیقی دیگر منتشر شد که نشان میداد نگاه کردن به پروفایل خود در فیسبوک احساس بهتری نسبت به خود ایجاد میکند، هرچند تحقیقات دیگر به این نتیجه رسیدند که دیدن پروفایل و فعالیتهای دیگران حسادت برانگیز است و حال آدم را خوش نمیکند.
اما به هر حال آنچه روشن است این است که ارتباط فیسبوکی با ارتباط رو در رو تفاوت دارد. تصاویر و استیتوس ها و... همه ممکن است ویرایش و پیرایش و رتوش شده باشند.
برخلاف رابطه رو در رو، برای یک جواب هوشمندانه در فیسبوک می توان وقت گذاشت و همانطور که تحقیقات دیگر نشان دادهاند بهترین وجوه خود را عرضه کرد.
با این حال برخی پژوهشها هم میگویند از فعالیت فیسبوکی افراد می توان به شخصیت، خلق و خو ، جنسیت و علایق آنها پی برد: "شما همانی هستید که لایک می کنید.
چهارشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۲
یکشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۲
چهارشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۹۲
سالهای وبا: محمود رفت...
...
سرانجام محمود احمدی نژاد به پایان دوره ریاست جمهوری خودش رسید. هشت سالی که برای همه چه در ایران و چه خارج از آن خیلی بد گذشت، هشت سال ناراحتی، هشت سال بدبختی، هشت سال وبا... چقدر این هشت سال سخت بود. داشتم با خودم فکر می کردم آیا روزی بود که ما خودمان را بخاطر داشتن یک چنین رئیس جمهوری سرزنش نکرده باشم، نه...!
سرانجام محمود احمدی نژاد به پایان دوره ریاست جمهوری خودش رسید. هشت سالی که برای همه چه در ایران و چه خارج از آن خیلی بد گذشت، هشت سال ناراحتی، هشت سال بدبختی، هشت سال وبا... چقدر این هشت سال سخت بود. داشتم با خودم فکر می کردم آیا روزی بود که ما خودمان را بخاطر داشتن یک چنین رئیس جمهوری سرزنش نکرده باشم، نه...!
امیدوارم این هشت سال دیگر هیچگاه برای من و هیچ ایرانی تکرار نشود، "این هشت سال وبا..." و اشخاص نادانی چون محمود احمدی نژاد و دار و دسته های نیویورکیش برای همیشه به زباله دانی تاریخ سپرده شوند.
در ضمن الان روحانی که همه به او به چشم فرشته نجات می نگرند در حقیقت در نقش مداد پاکنی هست که باید مشق های غلط آقای ا.ن رو یکی یکی پاک کند.
.
.
.
جمعه، مرداد ۰۴، ۱۳۹۲
دوشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۲
قضیه مارته دبرا دالل نروژی و آچار فرانسه حقوق بشر
قضیه مارته دبرا دالل نروژی هم برای خودش داستانی شده. پلیس دوبی ادعا میکنه که این زن رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج داشته و بایستی طبق قانون کشور مجازات بشه. درستی یا غلطی این خبر برای من اصلا مهم نیست. ولی بینندگان عزیز توجه فرمایید :)، وقتی پلیس دبی یک ایرانی رو به جرمی در این کشور دستگیر میکنه، مثالش رو هم حتما خودتون بارها شنیدید، اونوقت همین رسانه های غربی به طرفداری از اونها تو بوق و کرنا می کنن و حق هم با پلیس دوبی هست (البته پلیس دوبی اینجا تنها یک مثال هست، ارزش دیگری ندارد) اما و تنها اما اگر زنی نروژی به جرم زنا در دوبی دستگیر بشه انوقت اشتباه از پلیس دوبی هست.
حقوق بشر، قوانین اسلامی، مردم عقب مونده خاورمیانه، و هزار رو یک بهانه های واهی رو استفاده میکنن تا بیگناهی شهروند خودشون رو نشون بدن. پلیس دوبی همون پلیسه. بسته به اینکه ایرانی باشی یا نروژی یا بطور کلی جهان غیر سومی انوقت قضیه خیلی فرق میکنه. کلا این رو می خوام بگم که این آچار فرانسه حقوق بشر ظاهرا گره رو از پیچ و مهره غربیها رو باز میکنه، مال ما رو تا خرخره می بنده.
حقوق بشر، قوانین اسلامی، مردم عقب مونده خاورمیانه، و هزار رو یک بهانه های واهی رو استفاده میکنن تا بیگناهی شهروند خودشون رو نشون بدن. پلیس دوبی همون پلیسه. بسته به اینکه ایرانی باشی یا نروژی یا بطور کلی جهان غیر سومی انوقت قضیه خیلی فرق میکنه. کلا این رو می خوام بگم که این آچار فرانسه حقوق بشر ظاهرا گره رو از پیچ و مهره غربیها رو باز میکنه، مال ما رو تا خرخره می بنده.
.
.
.
شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۹۲
توصیه ای به آقای روحانی: فرار مغزها
این روزها کمی ذهن معیوب من درگیر یکسری مسایل حاشیه ای شده، چیزی به نام فراز مغزها...
اینکه در سال چقدر از آدمهای تحصیل کرده از کشور خارج می شن و یحتمل کسی از اونها هم برنمی گرده برای خیلی ها آزاردهنده هست. اینها کسانی هستند که هرکدومشون ارزش زیادی برای مملکت دارن و می تونن کارهای بزرگی برای کشور انجام بدن. ولی متاسفانه به دلیل اوضاع بد زندگی خیلی ها فرار رو بر قرار ترجیح میدن. با هرکی که از ایران دوست میشی بعد از یکی دو تا ایمیل ازت می پرسه که چطور میشه اومد اونطرف. انگار اومدن به این ور آب مد شده. این یعنی اینکه هر کی درسش تموم می شه و یا اینکه فرصتی برای اومدن پیدا می کنه بطور جدی بهش فکر میکنه و در اولین فرصت باروبندیلش رو جمع میکنه که فقط تو اون مملکت نباشه.
البته تا اندازه ای هم حق دارن. این روزها در ایران داشتن یک زندگی کمی خوب بسیار سخت و دشوار هست. هزینه های کمر شکن روزانه و انتظارات زوار در رفته اطرافیان مجال فکر کردن به ماندن در کشور رو از آدم می گیره.
ولی سوال اینجاست که بالاخره چه کسی باید این مملکت رو درست کنه. آیا این درسته که آدمهای خوب خوب ازین مملکت برن. با رفتن این سرمایه ها چه کسی جای اونها رو میگیره؟
عاقبت این مهاجرتها این خواهد بود که کشور با قحطی رجال مواجه خواهد شد و مدیریت کشور هم دست یکسری آدمهای کم تجربه و گاه بی تجربه خواهد افتاد و نتیجه آن همین هدر رفتن پول و ثروت ملی خواهد شد.
توصیه دوستانه من به رییس جمهور جدید آقای روحانی این هست که ایشون در درجه اول بایستی فکری جدی به حال این روند بکند. روندی که سالهاست تبدیل به یک فرهنگ شده. فرهنگی که اگر شخصی درسش تموم شد حتما بایستی بذاره از کشور بره.
صد البته رفتن به خارج و تحصیل اون ور آب ایرادی نداری. خیلی خوب هم هست. ولی برنگشتن و پشت سر رو نگاه نکردن، این ایراد داره. ایجاد بستر مناسب برای بازگشت این سرمایه ها از وظایف اصلی دولت هست.
گهگهاهی که با بعضی از دوستان در همین رابطه صحبت میکنم خیلیهاشون دلشون هنوز برای ایران و برگشتن میزنه ولی چون اینجا آینده ای برای خودشون نمی بینن حاظر به برگشتن نیستن. حداقل از نظر معیشتی که شامل داشتن یه خونه و زندگی آبرومندانه
.
آقای حسن روحانی در کنار همه برنامه هایی که برای آینده کشور در نظر گرفتین لطفا یه فکری هم برای فرار مغزها بکنین. یه کاری کنین که این همه قشر تحصیل کرده به مملکت برگردن، به خدا حیفه...!
.
.
.
چهارشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۲
فروش خاک ایران به کشورهای جنوب خلیج فارس
خبری رو از بی بی سی می خوندم که مربوط می شد به فروش غیرمجاز خاک ایران به کشورهای عرب جنوب خلیج فارس که تازه رسانه ای شده. ظاهرا این رو خبرنگارها زمانی که برای تهیه گزارش از زلزله بوشهر رفته بودن از نزدیک دیدن که خروار خروار خاک کشاورزی این مملکت با بسته بندی خاک معدنی داره به این کشورها صادر می شه و آب از آب تکون نمی خوره.
به گمان من باید انقدر این خبر رو به اشتراک گذاشت تا اینکه به گوش همه مردم و مسئولین برسه تا شاید یکی پیدا بشه جلوی این کار رو بگیره.
دیگه این برامون عادت شده تا صبح مون رو با یک خبر ناگوار از ایران شروع کنیم بعد بریم سر کارمون اونم با خون جیگر خوردن...
.
.
.
دوشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۲
شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۲
چهارشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۲
اشتراک در:
پستها (Atom)




